|
☃*:.. به لطافت یاس ..:*☃ ✰✍ THE BEST POESY PORTAL✍✰ سخن مدیر ![]() نوشتم {دوستت ♥ دارم پرانتز را نبستم بگذار این حقیقت تا ابد جریان بیابد. سلام بر دلهایی که در کلاس انتظار غیبت نکرده اند ... ☺«ضمن عرض سلام و خیر مقدم به دوستان گرامی و عزیز خوش آمدید امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد و از اون بیشتر بازدید کنید و نظر بدهید نظر شما عزیزان برای من واقعا با ارزش است ... با تشکر☺«» مدیر وبلاگ : HAMED AGHILI مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ نویسنده
:طبق آخرین یافته موسسه پزشکی آمریکا نوع سرطان جدید پوستی کشف شده است که عامل محرک و ایجاد کننده آن توسط اکسید نیترو سیلور ایجاد می شود ،هنگامیکه کارتهای شارژ تلفن همراه را خریداری میکنید قسمتی را که باید با ناخن بخراشید محتوی این ماده بوده که .سرطان زا اعلام شده است .لطفا خراشیدن را با پوست انگشت یا ناخن انجام ندهید (لطفا این مطلب مهم رو به دوستانتان اطلاع بدهید) برای مشاهده ی بیشتر مطالب جالب و دیدنی روز .لطفا به صفحات جانبی این وبلاگ مراجعه کنید
آیت الله بهجت بدون شک از بزرگان علم و معرفت تاریخ شیعه است که علاوه بر درجه علمی بالا در عرصه فقاهت در مسیر سیرو سلوک نیز عارفی برجسته بود.
مهر، آیتاللهالعظمی محمدتقى بهجت در اواخر سال 1334 هـ ق، در شهر فومن (استان گیلان) چشم به جهان گشود. شانزده ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش به سرای باقی شتافت.
کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم میپرداخت و اسناد مهم و قبالهها به گواهی ایشان میرسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت(ع) به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) شعر میسرود، مرثیههای جانگدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است. ![]() آیت الله بهجت تحصیلات ابتدایى حوزه را در مکتبخانه فومن به پایان رساند و پس از تحصیلات ادبیات عرب در سال 1348 هـ ق، هنگامى که تقریباً چهارده سال از عمر شریفش مىگذشت، براى تکمیل دروس حوزوى عازم(عراق) شد. حدود چهار سال در کربلای معلى اقامت گزید و افزون بر تحصیل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان همچون مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم خویى(غیر از آیتالله خویى معروف) بهره برد. ادامه تحصیل در کربلا آن زمان چهارده سال از عمر شریفش میگذشت که به عراق مشرف شد و در کربلای معلی اقامت گزید. بنا به گفته یکی از شاگردان نزدیک ایشان، معظم له خود به مناسبتی فرمودند: «بیش از یک سال از اقامتم در کربلا گذشته بود که مکلف شدم.» ![]() آری، دست تربیت حضرت رب سبحانه هماره بندگان شایسته را از اوان کودکی و نوجوانی زیر نظر جهان بین خود گرفته و فیوضاتش را شامل حال آنان کرده است و پیوسته میپاید، تا در بزرگی مشعل راهبری راهپویان طریق الی الله را به دستشان بسپارد. بدین سان، آیت الله بهجت حدود چهار سال در کربلای معلی میماند و از فیوضات سیدالشهدا(ع) استفاده میکند و به تهذیب نفس میپردازد و در آن مدت، بخش معظمی از کتابهای فقه و اصول را در محضر استادان بزرگ آن دیار مطهر فرا میگیرد. در سال 1352 هـ ق براى ادامه تحصیل به «نجف اشرف» رهسپار شد و سطح عالى علوم حوزه را در محضر آیات عظام همچون حاج شیخ مرتضى طالقانى به پایان رساند و پس از درک محضر آیات عظام آقا ضیای عراقى و میرزاى نائینى، وارد حوزه درسى آیت الله حاج شیخ محمد حسین غروى اصفهانى شد. افزون بر این ایشان از محضر آیات عظام حاج سید ابوالحسن اصفهانى و حاج شیخ محمد کاظم شیرازى، صاحب حاشیه بر مکاسب و در حوزه علوم عقلى، کتاب الاشارات والتنبیهات و اسفار را نزد آیت الله سید حسین بادکوبهاى فرا گرفت و در زمان شاگردی به تدریس سطوح عالى پرداخت و در تألیف کتاب سفینه البحار محدث کبیر، حاج شیخ عباس قمى را یاری کرد. با این همه، همت او تنها مصروف علوم دینی نبوده؛ بلکه عشق به کمالات والای انسانی هماره جان ناآرام او را در جستوجوی مردان الهی و اولیای برجسته میکشاند. در زمینه تهذیب نفس در زادگاهش از کودکى محضر عالم بزرگوار «سعیدى» و در کربلا از برخى علماى دیگر بهره برد تا اینکه در نجف اشرف در سن حدود هجده سالگی با آیت حق، سید علی آقای قاضى آشنا شد و گمشده خویش را در وجود ایشان یافت. از آن پس در سلک شاگردان اخلاقى ـ عرفانى ایشان درآمد. در سال 1364 هـ ق موافق با 1324 هـ.ش با قلبى صیقل یافته از معنویت و سینه اى مالامال از عشق به حضرت حق و با کوله بارى از علم و کمال راهی سرزمین خویش شد و در زادگاهش تشکیل خانواده داد و در حالى که آماده بازگشت به نجف اشرف بود، هنگام عبور از قم، در زمانى که هنوز چندین ماه از مهاجرت حضرت آیت الله بروجردى به قم نگذشته بود، موقتاً مقیم شد و خبر رحلت اساتید بزرگ حوزه علمیه نجف را یکى پس از دیگرى مىشنود، از این رو در شهر مقدس قم رحل اقامت مىافکند. ![]() مرجعیت حضرت آیت الله بهجت پس از ورود به قم، خدمت آیات عظام کوه کمرهاى حضور یافت و در بین شاگردان درخشید همچنین در درس حضرت آیت الله بروجردی همچون دیگر شاگردان برجسته اش حضرات آیات امام خمینی، گلپایگانی و... حاضر شد. آیت الله بهجت پس از اتمام دوره سطح و درک محضر استادان بزرگی چون آیات عظام آقا سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیای عراقی و میرزای نایینی، به حوزه گرانقدر و پر محتوای آیت حق حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی، وارد شد و در محضر آن علامه کبیر به تکمیل نظریات فقهی و اصولی خویش پرداخت. به یاری استعداد درخشان و تأییدات الهی از تفکرات عمیق و ظریف و دقیق مرحوم علامه غروی اصفهانی، که دارای فکری جوال و متحرک و همراه با تیزبینی بوده، بهرهها برد. با اینکه ایشان فقیهی شناخته شدهاند و بیش از سی سال اشتغال به تدریس خارج فقه و اصول داشتند؛ ولی هماره از پذیرش مرجعیت سرباز می زدند. آیت الله مصباح درباره علت پذیرش مرجعیت از سوی ایشان و نیز پیرامون عدم تغییر وضعیت آیت الله بهجت بعد از مرجعیت میگوید:«بعد از مرجعیت، منزل آیت الله بهجت هیچ تغییری نکرده است، ملاقات و پذیرایی از بازدیدکنندگان در منزل امکان ندارد؛ لذا در اعیاد و ایام سوگواری، در مسجد فاطمیه از ملاقات کنندگان پذیرایی میشود. اصولاً قبول مرجعیت ایشان به نظر من یکی از کرامات ایشان است، یعنی شرایط زندگی ایشان آن هم در سن هشتاد سالگی به هیچ وجه ایجاب نمیکرد که زیر بار چنین مسئولیتی برود و کسانی که با ایشان آشنایی داشتند هیچ وقت حدس نمیزدند که امکان داشته باشد آقا یک وقتی حاضر بشوند پرچم مرجعیت را به دوش بکشند و مسئولیتش را قبول کنند. بدون شک جز احساس یک وظیفه متعین چیزی باعث نشد که ایشان این مسئولیت را بپذیرند. باید گفت که رفتار ایشان در این زمان با این وارستگی و پارسایی، حجت را بر دیگران تمام میکند که میشود در عین مرجعیت با سادگی زندگی کرد، بدون این که تغییری در لباس، خوراک، مسکن، خانه و شرایط زندگی پیش بیاید.» آثار آیت الله بهجت دارای تألیفات متعددی در فقه و اصول هستند که خود برای چاپ اکثر آنها اقدام نکردهاند و گاه به کسانی که میخواهند آنها را حتی با غیر وجوه شرعیه چاپ کنند، اجازه نمیدهند و میفرمایند: هنوز بسیاری از کتابهای علمای بزرگ سالهاست که به گونه خطی مانده است، آنها را چاپ کنید نوبت اینها دیر نشده است. برخی از آثار این عالم عارف عبارتند از: یک دوره کامل اصول، حاشیه بر مکاسب شیخ انصارى (ره) و تکمیل آن تا پایان مباحث مربوط به مکاسب و متاجر، دوره کامل طهارت، دوره کامل کتاب صلاه، دوره کامل کتاب زکات، دوره کامل کتاب خمس و حج، حاشیه بر کتاب ذخیره العباد مرحوم شیخ محمد حسین غروى، چندین مجلد تقریباً یک دوره فقه فارسى، حاشیه بر مناسک شیخ انصارى (ره) و ... فهرست عمده تألیفات ایشان که برخی نیز با اصرار برخی از شاگردانشان به چاپ رسیده، عبارتند از: 1. رساله توضیح المسائل(فارسی و عربی) 2. مناسک حج 3. وسیله النجاه 4. جامع المسائل 5. جلد اول از کتاب صلوه 6. جلد اول از دوره اصول 7. تعلیقه بر مناسک شیخ انصاری 8. بقیه مجلّدات دوره اصول 9. حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری 10. دوره طهارت 11. بقیه مجلدات دوره کتاب الصلوه حضرت آیتالله العظمی محمد تقی بهجت، مرجع عالیقدر شیعیان جهان پس از سال ها تلاش علمی و پرورش اساتید برجسته و نیز تربیت نفس، یکشنبه 27 اردیبهشت 1388 در پی عارضه قلبی، در بیمارستان حضرت ولیعصر(عج) قم دارفانی را وداع گفتند. دانشجویی به استادش گفت:
استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم. استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت: تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید!
متاسفانه بیش از ۹۰٪ کاربران اینترنت در ایران از سیستم قدیمی و کلاسیک Dialup استفاده می کنند یعنی سرعت کمتر از ۱۰ کیلو بایتی با هزارن مشکل مانند قطع و وصل شدن پی یا پی و…. نرم افزاری کم حجم و رایگان است که در زمان و پول شما صرفه جویی کرده و سرعت اینترنت شما (افزایش فعالیت های نرم افزار مانند مرور صفحات وب ، دانلود فایل ، تماشای فیلم ، جریان و اشتراک گذاری پرونده ها و..)را افزایش داده و از قطع و دیسکانکت شدن مکرر اینترنت شما جلو گیری می کند.دانلود از لینک مستقیم – ۴ مگابایت قرآن کریم در موارد متعددی از حضرت موسی علیهالسلام برخوردها و تنشهایی را بازگو کرده است . دعا آنگاه که حضرت در مصر بود، آن مرد قبطی را با ضربه ای کشت و برای کشتن او نیز دلیل محکمی داشت. با این حال، وقتی راه های مقابله با رفتارهای منفی را بررسی کرد و زمینه حل مشکل را با راهی بهتر از آن چه انتخاب کرده بود، ممکن دانست، با پذیرش مسئولیت کار خود و این که میتوانست راه بهتری را برگزیند، به درگاه خداوند چنین عرضه داشت : «پروردگارا به درستی که من به خود ستم کردم. پس ببخشای بر من و خداوند بر او بخشود؛ زیرا او بخشنده و مهربان است. » (قصص : 16) ادب بنده اقتضا میکند در مقام بندگی، به نقص کار خود بیشتر توجه داشته باشد، گرچه کارش مجاز باشد. آداب دعا کردن یکی از آداب درخواست از خداوند این است که بنده فقط عرض حال کند و کلماتی به زبان نیاورد که از آن برداشت شود که در صدد است خداوند را به روند اجابت درخواست رهنمون کند. به همین دلیل، حضرت پس از آن که از مصر بیرون آمد و وارد مدائن گردید، برای دختران حضرت شعیب از چاه آب کشید و با شکم گرسنه در سایه درختی آرمید. به درگاه خداوند کریم ابراز حاجت کرد و به خواسته خود چشم دوخت و عرضه داشت : «پروردگارا، به هر چه که بر من نازل کنی، چه اندک و چه بسیار، محتاجم» (قصص : 24) . تشخیص الگوی بر آوردن خواسته من به عهده تو است. وظیفه من ابراز حالتی است که در درون من ایجاد شده است. من بیش از این نمیگویم تا شائبه بی ادبی استشمام شود. دعایی دیگر از حضرت موسی یکی دیگر از دعاهای حضرت موسی علیهالسلام، دعایی است که آن حضرت، در نخستین روز بعثت خود و دریافت اولین وحی آسمانی داشت که خدای متعال آن را چنین حکایت نموده است : «موسی گفت : پروردگارا! شرح صدرم ده و کارم را آسان ساز و گره از زبانم بگشای تا گفتارم را بفهمند .» (طه : 35) . آنگاه حضرت برای این که این نکته را برساند که دنبال منفعت شخصی نیست و منظور وی نفع عمومی است، گفت : «کی نسبحک کثیراً» «غرضم از این درخواستها این است که من و همه بندگانت، تو را بسیار تسبیح گفته و بسیار ذکر گوییم.» حضرت با این که غرض خود را بیان مخالفتهای شنیع و نافرمانیهای زننده قوم خودش بود اما این غرض را صریحاً بیان نکرد، بلکه از آن به صورت کنایه سخن گفت و عرض کرد. «پروردگارا، من مالک جز خود و برادرم نیستم» منظور از مالکیت، مالکیت در اطاعت است. بیان همه فجایع یک فرد و تفصیل آن، نوعی بی توجهی به مقام مخاطب و دوری از ادب است. به همین دلیل، انسانهای مؤدب بازگو کردن همه حوادث واقعی را برای مقام بالاتر خود، مناسب نمیبینند. گاهی که چاره ای جز بازگو کردن نداشته باشند، عذر خواهی میکنند. از این رو، حضرت وقتی از قوم خود نا امید شد، بر قوم خود نفرین کرد. تفصیل جنایات و فضایح فرعونیان را ذکر نکرد و به اجمال گفت : «خدایا، اینها بندگانت را از راه راست بیرون میبرند. پس نعمتها را از آنان بگیر و به آنان فرصت سوء استفاده نده.» هرجایی نفرین نکنیم البته حضرت به این نفرین اقدام نکرد، مگر بعد از آن که تشخیص یقینی داد که نابودی فرعونیان مطابق مصلحت دین و دینداران است. در این راستا به ظن و حدس پناه نبرد و این نیز بخشی از آداب ضروری به هنگام گفتگو با خداست. «پروردگارا : به درستی که تو به فرعون و فرعونیان در حیات دنیا زینت و اموال دادی. پروردگارا! تا بندگانت را از راه تو، به ضلالت بکشانند. ای پروردگار ما، اموالشان را مانند سنگریزه از حیز انتفاع ساقط کن و بر دلهایشان مهر نه تا قبل از دیدار عذاب دردناک، ایمان نیاورند .» (یونس : 89) حضرت موسی ادب دیگری که حضرت موسی علیهالسلام رعایت نمود، این بود که در این نفرین، با این که خیلی طولانی نبود، بسیار تضرع نمود، استغاثه و جست و ندای «ربنا» را تکرار نمود. پس از آن که حضرت هفتاد نفر از مردان قوم خود را برای میقات انتخاب کرد و صاعقه آنان را هلاک کرد، دوست داشت آنان زنده شوند. گرچه ایشان این خواسته را به زبان نیاوردند، اما از لحن سخنشان فهمیده میشود که در آن موقعیت میخواستند که آنها زنده باشند. حضرت برای آن که غضب خدا را به رحمت مبدل سازد، ابتدا به صراحت درخواست بخشش کرد. موسی از قوم خود برای میقات هفتاد نفر را انتخاب کرد. وقتی صاعقه آنها را هلاک نمود، موسی عرض کرد : پروردگارا! تو اگر قبل از این هم میخواستی آنها را هلاک کرده بودی، اما آیا ما را به جرم پیشنهاد سفهای قوم هلاک میکنی؟ من این صاعقه را جز امتحانی از ناحیه تو نمیدانم. با این آزمایش، گمراه میکنی هرکس را بخواهی و هدایت میکنی هر که را بخواهی. تو ولی مایی. ببخشای بر ما و رحم کن به ما که تو بهترین رحم کنندگانی و برای ما در این دنیا و در آخرت حسنه بنویس؛ چرا که ما به سوی تو هدایت یافتیم. (اعراف : 156) حضرت به این نفرین اقدام نکرد، مگر بعد از آن که تشخیص یقینی داد که نابودی فرعونیان مطابق مصلحت دین و دینداران است. در این راستا به ظن و حدس پناه نبرد و این نیز بخشی از آداب ضروری به هنگام گفتگو با خداست . راهی برای تسکین غضب الهی در این دعا، حضرت با جمله «ببخشای بر ما ... » سخن آغاز کرد. با این نمونه سخن، فوران غضب الهی را تسکین داد. شاید به این وسیله بتواند زمینه بقای نعمت را آماده سازد. این ادب زیبا، موجب شد حضرت به گرفتن حاجت خود موفق گردد. در حالی که، آن حاجت را به زبان نیاورده و زنده شدن قوم خود پس از هلاکت را به طور صریح از خداوند درخواست نکرده بود. همچنین وقتی حضرت از میعادگاه برمی گردد، در حالی که غضبناک بود و با هارون برخورد تندی داشت، در برابر خداوند با لحنی، که پذیرش تقصیر را به همراه داشت، گفت «پروردگارا، بر من و برادرم ببخشای و ما را در رحمت خود داخل کن و تو مهربان ترن مهربانانی. » (اعراف : 151) . حضرت به هنگام سرپیچی قوم خود از ورود به سرزمین مقدس، خطاب به خداوند عرض کرد : «من فقط مالک خود و برادرم هستم و قوم من از من شنوایی ندارند. پس میان من و این قوم فاسق جدایی بینداز. » (مائده : 25) . ادب زیبایی که در این آیه به کار رفته، این است که حضرت با این که غرض خود را بیان مخالفتهای شنیع و نافرمانیهای زننده قوم خودش بود، اما این غرض را صریحاً بیان نکرد، بلکه از آن به صورت کنایه سخن گفت و عرض کرد. «پروردگارا، من مالک جز خود و برادرم نیستم» منظور از مالکیت، مالکیت در اطاعت است. فرآوری : زهرا اجلال بخش قرآن
با این برنامه استرس خود را کاهش دهید! نحوه کار این نرم افزار به این صورت است که انگشت خود را روی لنز دوربین دستگاه اپل خود قرار می دهید و برنامه در بازه زمانی مشخص علائم تان را به صورت نموداری رسم و ثبت می کند . با انجام مداوم آن می توانید از وضعیت استرس خود مطلع شوید و آن را بهتر کنترل نمایید .دانلود از لینک مستقیم – ۱۳ مگابایت یک نرم افزار هوشمند برای جایگزینی قسمت شمارشگر گوشی های اندرویدی که به شما امکاناتی می دهد که در نسخه اصلی خود گوشی فاقد آنها هست ، مانند : - تعویض پوسته شماره گیر - جست جو سریع بین مخاطبین به دو روش - شمارشگر سریع (Speed Dial) - جست جوی مخاطبین با داشتن اطلاعات غیر از نام و نام خانوادگی آنها - داشتن و پشتیبانی کامل از زبان فارسی و امکانات مفید دیگر دانلود از لینک مستقیم – ۱ مگابایت
دانلود از لینک مستقیم – ۱۹ مگابایت قرآن در آیات پایانی سوره تحریم برای مؤمنان و کفار به چند زن مثل می زند. شرح این مثال ها و اینکه این زنان چه کسانی بودند جالب است.
زن در چند جای قرآن خدا از زنان صحبت به میان آورده است. کوثر(حضرت زهرا سلام الله علیها)، حضرت مریم، همسر فرعون، ملکه سبا، همسر ابراهیم، همسر عزیز مصر، همسر لوط، همسر نوح و ... حتی در قرآن سوره ای به نام یک زن وجود دارد. سوره مبارکه "مریم". خداوند در آیات پایانی سوره تحریم چهار زن را برای کافران و مومنان مثال می زند. برای کفار همسر نوح و لوط (علیهم السلام) و برای مومنان همسر فرعون و حضرت مریم. ابتدا می فرماید: "ضرَب اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِینَ كَفَرُوا امْرَاَت نُوحٍ وَ امْرَأَت لُوطٍ كانَتَا تحْت عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صلِحَینِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنهُمَا مِنَ اللَّهِ شیْئاً وَ قِیلَ ادْخُلا النَّارَ مَعَ الدَّخِلِینَ" خداوند براى كسانى كه كافر شدهاند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت كردند و ارتباط با این دو [پیامبر] سودى به حالشان [در برابر عذاب الهى] نداشت، و به آنها گفته شد: (وارد آتش شوید همراه كسانى كه وارد مىشوند.) (تحریم/10) در کتب لغت كلمه «خیانت» و «نفاق» با اندک تفاوتی به یك معنا آمده است. خیانت به معناى مخالفت با حق به وسیله نقض سرى عهد است و مقابل معنای امانت. این دو زن به همسرانشان که پیامبر الهی بودند خیانت کرده و از راه حق منحرف شدند. سوره هود در مورد همسر نوح می گوید: "حتى اذا جاء امرنا و فار التنور قلنا احمل فیها من كل زوجین اثنین و اهلك الا من سبق علیه القول..." تا آن زمان كه فرمان ما فرا رسید و تنور جوشیدن گرفت؛ (به نوح) گفتیم: از هر جفتى از حیوانات یك زوج در آن (كشتى) حمل كن! همچنین خاندانت را (بر آن سوار كن) مگر آنها كه قبلاً وعده هلاك آنان داده شده (همسر و یكى از فرزندانت)... (هود/40) و در داستان لوط (علیه السلام) درباره همسرش آمده: "... فاسر باهلك بقطع من اللیل و لا یلتفت منكم احد الا امراتك انه مصیبها ما اصابهم..." (فرشتگان عذاب) گفتند: اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توایم، آنها هرگز دسترسى به تو پیدا نخواهند كرد. در دل شب خانوادهات را حركت ده و هیچ یك از شما پشت سرش را نگاه نكند؛ مگر همسرت، كه او هم به همان بلایى كه آنها گرفتار مىشوند، گرفتار خواهد شد. (هود/81) عاقبت این دو زن شقاوت و هلاکت بود. به ایشان گفته شد با سایرین (که نسبتی با انبیا نداشتند) داخل آتش شوید. (سوره تحریم) چهارمین بانویی که خداوند به او مثال می زند مریم (علیها السلام) است. علامه طباطبایی در المیزان آورده: در خصوص مریم (علیهاالسلام) مى بینیم كه (قرآن) به نام مباركش تصریح نموده، ولى درباره همسر فرعون چنین كارى نكرد. اصولاً در قرآن كریم جز مریم نام هیچ زنى برده نشده. تنها آن جناب است كه در حدود بیست و چند سوره و سى و چند آیه نامش آمده است فرجام خیانت به خدا و رسول همین است، حتی اگر خائن نزدیک ترین فرد به انبیا باشد، حتی همسر. همسر دو پیامبرى كه خداى تعالى عبد صالحشان نامید، خیانت كردند، با اینکه هم بستر پیامبر بودند، همسرى آنان سودى به حالشان نبخشید و بدون هیچ ارفاقی در زمره هالكان به هلاكت رسیدند. و در مثل دیگر می فرماید: "وَ ضرَب اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِینَ ءَامَنُوا امْرَأَت فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَت رَب ابْنِ لى عِندَك بَیْتاً فى الْجَنَّةِ وَ نجِّنى مِن فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نجِّنى مِنَ الْقَوْمِ الظلِمِینَ. وَ مَرْیمَ ابْنَت عِمْرَنَ الَّتى أَحْصنَت فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِن رُّوحِنَا وَ صدَّقَت بِكلِمَتِ رَبهَا وَ كُتُبِهِ وَ كانَت مِنَ الْقَنِتِینَ" ؛ و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: پروردگارا خانهاى براى من نزد خودت در بهشت بساز و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش. و همچنین به مریم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دمیدیم؛ او كلمات پروردگار و كتاب هایش را تصدیق كرد و از مطیعان فرمان خدا بود. (تحریم11و12) در شرایطی كه كفر فرعون او را به جایی رساند که خود را خدا می خواند : "انا ربکم الاعلی" (نازعات 24)، همسرش ایمانى خالص به خدا داشت و خدا او را نجات داد و داخل بهشتش كرد و قدرت همسرى چون فرعون و كفرش نتوانست به ایمان وى خدشه اى وارد سازد. همسر فرعون " آسیه بنت مزاحم" از زمانی كه معجزه موسی(علیه السلام) را در مقابل ساحران مشاهده كرد از اعماق قلبش ایمان آورد، ولی ایمانش را مكتوم داشت. هنگامى كه فرعون از ایمانش باخبر شد او را نهى، و اصرار بر ترک آیین موسى(علیه السلام) کرد ولى این زن با استقامت هرگز تسلیم خواسته فرعون نشد. آسیه همسر فرعون بزرگ بود. با اینکه همه لذات دنیوی برایش فراهم بود از آنها چشم پوشیده، دنبال قرب الهی بود و خداوند آرزوی او را در دعایی مختصر آورده: "پروردگارا! خانهاى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش." رسول خدا (صلی الله علیه وآله)در روایتی درباره برترین زنان می فرمایند: افضل زنان اهل بهشت خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد 9، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون است. در فضیلت او همین بس كه خداى تعالى داستانش را در قرآن براى ما ذكر كرده كه گفت: «رب ابن لى عندك بیتا فى الجنه» سرانجام آسیه به دستور فرعون به طرز وحشتناکی به شهادت رسید. در روایات آمده: "وقتى او را براى عذاب حاضر كردند، دعایى كرد كه خداوند آن را در قرآن كریم حكایت نموده: «رب ابن لى عندك بیتا فى الجنه ...» و خداى تعالى دعایش را مستجاب نمود و قبل از شهادت خانه خود را در بهشت دید، آنگاه جان شریفش از كالبد جدا شد، و سپس صخره بسیار بزرگى را بر جسد بی جانش انداختند. پس سعادت و رستگارى مؤمنین تنها به خاطر ایمان خالص به خدا و رسول و تواضع و حسن اطاعتشان بوده و اتصال و خویشاوندى كه با كفار داشتند ضررى به حالشان نداشت و تنها ملاك كرامت نزد خدا تقوا است. چهارمین بانویی که خداوند به او مثال می زند مریم(علیهاالسلام) است. علامه طباطبایی در المیزان آورده: در خصوص مریم (علیهاالسلام) مى بینیم كه(قرآن) به نام مباركش تصریح نموده، ولى درباره همسر فرعون چنین كارى نكرد. اصولا در قرآن كریم جز مریم نام هیچ زنى برده نشده. تنها آن جناب است كه در حدود بیست و چند سوره و سى و چند آیه نامش آمده است. خدا مریم(علیهاالسلام) را با صفاتی می ستاید: پاکی و عفت، تصدیق کننده کلمات الهی و کتب آسمانی،اطاعت خداوند وخضوع در برابرش و او را به سبب این ویژگی هایش مثلی برای مؤمنان می داند. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در روایتی درباره برترین زنان می فرمایند: افضل زنان اهل بهشت خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد ، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون است. در فضیلت او همین بس كه خداى تعالى داستانش را در قرآن براى ما ذكر كرده كه گفت: «رب ابن لى عندك بیتا فى الجنه» فاطمه خالکی بخش قرآن در دستگاه الهی جایگاه والدین در بالاترین و ارزشمندترین جایگاه ها قرار دارد و خداوند به مقام و منزلت پدر و مادر اهمیتی ویژه داده است . دعا همه ما می دانیم که در آموزه های الهی ارزش فراوانی برای پدر و مادر قرار داده شده است و «نیکی به والدین» یکی از دستورات ثابت و تغییر ناپذیر میان تمامی ادیان الهی است. در اسلام نیز به عنوان آخرین و کاملترین آیین الهی تأکید فراوانی نسبت به این مسأله شده است. اهمیت این مسأله در فرهنگ قرآن آنچنان والا است که خداوند بلافاصله پس از مهمترین دستور خود به بشر، فرمان به ارج نهادن به جایگاه والدین را صادر نموده است. برای نمونه در آیه 36 سوره نساء می خوانیم: «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً ...»؛ «و خدا را بپرستید! و هیچ چیز را همتاى او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیكى كنید ....» بنابراین پر واضح است که در دستگاه الهی جایگاه والدین در بالاترین و ارزشمندترین جایگاه ها قرار دارد و خداوند به مقام و منزلت پدر و مادر اهمیتی ویژه داده است. به همین خاطر است که خداوند درخواست آنها را پذیرا است و دعای ایشان را در حق فرزندانشان در اولویت استجابت قرار می دهد. گویا که دعای والدین را با پست پیشتاز به عرش می برند و در آنجا اگر مانعی جدّی وجود نداشت با سرعتی هر چه تمام تر به هدف استجابت می رسانند. بنابراین انسان تیز هوش و نکته سنج کسی است که از این مسیر میانبر بهترین استفاده را داشته باشد و خود را در رودخانه پرسرعت دعای والدین بیاندازد. از سوی دیگر، بیچاره و بدبخت و بی دست و پا کسی است که نتواند از این آب روانی که خداوند در دسترس اکثر قریب به اتفاق ما گذاشته استفاده ای شایسته داشته باشد. از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در این باره نقل شده که فرمود: «رَغِمَ أَنْفُ رَجُلٍ أَدْرَكَ أَبَوَیْهِ عِنْدَ الْكِبَرِ فَلَمْ یُدْخِلَاهُ الْجَنَّة.»(بحارالأنوار، ج 71، ص 86)؛ «خوار بادا (و خاک بر بینی) آن كس که پدر و مادرش نزد او پیر شوند و او را به بهشت نبرند.» آری، حقیقتا اگر کسی نتواند از در مهرورزی و نیکی به پدر و مادر، خود را به داخل بهشت برین بیاندازد و به وسیله دعای خالصانه آنها مسیر موفقیت را طی کند، آنچنان خوار و ذلیل خواهد شد که گویی هیچ گاه رنگ خوشبختی را نخواهد دید . چنین کسی همانند فرد کودنی است که بر سر سفره پر نعمتی می نشیند و از هیچ یک از غذاهای رنگارنگ و خوش طعم آن نمی خورد. بنابراین شایسته آن است که دل والدین را چنان بدست آوریم که دعای خیرشان به صورت خود جوش از اعماق قلبشان شامل حالمان شود و خیر عاقبت را برایمان تضمین نماید. البته باید در نظر داشت که در مواقع سختی و درماندگی هم یکی از بهترین مسیرها برای رهایی از گرفتاری ها و مشکلات روزمره، دعای آن دو گل خوشبو است. کمتر کسی است که در دنیای امروز مشکلی نداشته باشد و دچار سختی و گرفتاری نباشد. پس باید همیشه این کلید مشکل گشا را در دست داشت و به آن توجهی ویژه نمود. حتی آنان که والدینشان به سرای باقی شتافته اند و هم اکنون از این نعمت خوب خدا محروم هستند نیز می توانند با ارسال بهترین هدایا به آن دنیا از دعای آنان بهره مند شوند. حقیقتا اگر کسی نتواند از در مهرورزی و نیکی به پدر و مادر، خود را به داخل بهشت برین بیاندازد و به وسیله دعای خالصانه آنها مسیر موفقیت را طی کند، آنچنان خوار و ذلیل خواهد شد که گویی هیچ گاه رنگ خوشبختی را نخواهد دید استجابت دعای والدین دعا درخواستی خالصانه از حضرت پروردگار است که از عمق دل برمی آید و پس از پروازی شگفت، بر عرش الهی فرود می آید. با این حال همه دعاها به هدف اجابت نمی رسند و برخی از آنها بنابر مصالحی مستجاب نمی گردند و به جای آن در قیامت جایگزینی والاتر به صاحب دعا اهدا می گردید. اما بنابر فرمایش امیر مؤمنان علی علیه السلام قدرت برخی از دعاها آنچنان زیاد است که خود را به هدف استجابت نزدیک می کند و خواسته خود را از عرش الهی برداشت می نماید. حضرت امیر در این باره می فرماید: «أربَعةٌ لا تُرَدُّ لَهُم دَعوَةٌ: الإمامُ العادلُ لرعیَّتِهِ و الوالدُ البارُّ لولدِهِ و الولدُ البارُّ لوالدِهِ و المظلومُ.»(الإرشاد، ج 1، ص 3ظ 4) «دعاى چهار گروه رد نمى شود: (اول) دعای پیشواى دادگر در حقّ ملّتش. (دوم) دعای پدر صالح در حقّ فرزندش. (سوم) دعای فرزند صالح در حقّ پدرش و (چهارم) دعای ستمدیده.» بنابراین پدر نیکوکاری که در حق فرزندش دعا می کند دعایش بُرد زیادی خواهد داشت. نمونه بارز این مسأله دعای حضرت ابراهیم علیه السلام است که پس از دریافت مقام رفیع امامت از خداوند خواست تا این مقام را به فرزندانش هم عطا کند. (سوره بقره، آیه 24) خداوند نیز به پاس زحمات فراوان این پیامبر والا مقام دعای پدرانه او را مستجاب کرد و گل سرسبد پیامبران را در نسل او قرار داد. آنچنان که پیامبر بزرگوارمان که درود خدا بر او و خاندانش باد چنین فرمود: «أَنَا دَعْوَةُ أَبِی إِبْرَاهِیمَ.»(من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 368) ؛ «من (استجابت) دعای پدرم ابراهیم هستم.» دعا درخواستی خالصانه از حضرت پروردگار است که از عمق دل برمی آید و پس از پروازی شگفت، بر عرش الهی فرود می آید. با این حال همه دعاها به هدف استجابت نمی رسند و برخی از آنها بنابر مصالحی مستجاب نمی گردند و به جای آن در قیامت جایگزینی والاتر به صاحب دعا اهدا می گردید البته به نظر می رسد که مقصود امیر مؤمنان علی علیه السلام در روایت فوق تنها دعای پدر نیست و این مسأله شامل دعای مادر نیز می شود. چرا که اگر در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام چرخی بزنیم درخواهیم یافت که مهرورزی و نیکی به مادر نه تنها از محبت و احسان به پدر کمتر نیست بلکه ارزش و جایگاهش والاتر و تأثیرات و پیامدهایش افزونتر از آن است. امام سجاد علیه السلام می فرماید: مردى خدمت پیامبر خدا صلى الله علیه و آله آمد و به ایشان عرض كرد: «هیچ كار زشتى نیست كه نكرده باشم و هیچ گناهی نیست که مرتکب آن نشده باشم. آیا راه توبه و بازگشت برایم وجود دارد؟» پیامبر خدا در پاسخ به او فرمود: «فهَل مِن والِدَیكَ أحَدٌ حَیٌّ؟» ؛ «آیا از پدر و مادرت كسى زنده هست؟» او پاسخ داد: «آری، پدرم.» حضرت فرمود: برو و به او نیكى كن. امام سجاد علیه السلام در ادامه می فرماید: هنگامی که آن مرد رفت پیامبر خدا فرمود: «لَو كانَت اُمُّهُ!» «کاش مادرش میبود.»(بحارالأنوار، ج 74، ص82) بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که نَفَس مادر و دعای خیر او نیز در عرش الهی چیزی از دعای پدر در حق فرزندانش کم ندارد و اگر بیش از آن نباشد حداقلّ همان گیرایی و کارایی را خواهد داشت. سید مصطفی بهشتی بخش اخلاق و عرفان اسلامی دانلود آهنگ No Word Is Worthy سامی یوسف فارسی عربی انگلیسی دانلود آهنگ In Every Tear He Is There سامی یوسف دانلود آهنگ Fragile World سامی یوسف دانلود آهنگ Worry Ends.mp3 سامی یوسف دانلود آهنگ Trials of Life سامی یوسف دانلود آهنگ Give The Young A Chance سامی یوسف دانلود آهنگ You Came To Me سامی یوسف انگلیسی دانلود آهنگ Without You سامی یوسف دانلود آهنگ Wherever You Are سامی یوسف دانلود آهنگ You came to me سامی یوسف در وصف پیامبر زبان فارسی دانلود آهنگ زیبای شفا (healing) از سامی یوسف به مناسبت ماه مبارک رمضان
پسورد فایلها:www.3eke.ir آلبوم «هر جا كه هستی» با صدای سامی یوسف منشر شد. یكی از قطعات این آلبوم با عنوان «کلمه ای شایسته تو نیست» به زبان فارسی اجرا شده است.
از موسیقی ایرانیان، پنج سال انتظار هواداران سامی یوسف خواننده ایرانی آذری الاصل به پایان رسید و پس از فروش هفت میلیون نسخه و موفقیت بی سابقه آلبوم های قبلی «المعلم» و «امت من» در اکثر کشور های دنیا، بالاخره سومین آلبوم رسمی وی هم با نام «هر جا که هستی» توسط شرکت بین المللی «ای.تی.ام اینترنشنال» منتشر شد.
به گزارش رحماء این آلبوم 11 قطعه با نام های «هر کجا که هستی»، «سلام»، «بدون تو»، «تو به من بازگشتی»، «به جوان فرصت بده»، «محاکمه زندگی»، «نگرانی به پایان می رسد«، «جهان شکننده»، «در هر اشکی، او آنجاست»، «مرا قوی ساختی» و «کلمه ای شایسته تو نیست» دارد که آهنگسازی همه آنها توسط سامی یوسف صورت گرفته و به غیر از سه قطعه آن اشعار نیز سروده خود اوست.به گفته سامی یوسف این آلبوم با الهام از تجارب چند سال گذشته اش، صدای تأیید شده وی را در کنار اشعاری عمیق و صمیمانه قرار داده است تا پیام جهانی عشق و مدارا را ترویج کند .از نکات جالب توجه این آلبوم می توان به قسمتی از قطعه «کلمه ای شایسته تو نیست» اشاره کرد که توسط سامی یوسف به زبان فارسی خوانده شده است .همچنین در ادامه می توانید قطعه «کلمه ای شایسته تو نیست» از آلبوم «هر جا که هستی» را به زبان فارسی دانلود نمایید . دانلود قطعه کلمه ای شایسته تو نیستآیا تا به حال، از دست همسایه ناراحت شده اید؟ یا به عکس، همسایه از شما رنجیده و دلخور شده؟ علت چیست؟
چگونه می توان از آن پیشگیری کرد و راه همزیستی و حسن معاشرت را با همسایگان داشت؟ این مسأله گاهی به نشناختن حقوق همسایه مربوط می شود، گاهی هم ریشه در رعایت نکردن آن دارد، ببینیم در دستورالعمل های مکتب ما چه نکاتی وجود دارد؟ حدود همسایهبعضی می گویند، "چهاردیواری اختیاری" . اما این سخن نمی تواند معقول و مشروع باشد و با عرف هم سازگاری ندارد گرچه انسان ها را دیوارهای خانه ها از هم جدا می کند و هر کسی وارد محدوده خانه و زندگی خویش می شود اما زندگی اجتماعی افراد جامعه را به صورت اعضای یک خانواده در می آورد که باید با هم در تعامل و ارتباط و تعاون باشند. به همین جهت هر دو همسایه باید آرام بخش دیگری باشد و هر یک زیر سایه همسایه خود احساس امنیت، آسودگی و اعتماد کند. هر چه روحیه دینی و اخوت میان افراد جامعه حاکم باشد و افراد قانونمند باشند به همان اندازه رابطه ها نزدیکتر و صمیمی تر و فاصله ها کمتر می شود و دو همسایه، بازوی یکدیگر می شوند و در غم و شادی و راحتی و رنج، شریک هم می گردند. برعکس آن در جوامع غربی و غرب زده هر چه علایق مذهبی کم رنگ تر و ضعیف تر باشد. زندگی ها حالت سردی و کسالت بار پیدا می کند که نه تنها یک دیوار بلکه دیوارهای متعددی میان دو همسایه و دو هم محل، یا کسانی که در یک خیابان و یا ... به سر می برند، پدید می آید و همه از احوال هم غافلند. حالا از خودمان بپرسیم که همسایه کیست؟ و وظیفه ما نسبت به او چیست؟ حد و حریم همسایگی تا کجاست؟ گاهی هم باید جور همسایه را کشید. این شرط همسایگی خوب است. حسن همجواری تنها این نیست که اذیت و رنجی به همسایه نرسانیم. گاهی تحمل سختی ها و ناملایمات که از سوی او برایمان پیش می آید مصداق این حُسن همجواری است. اگر بخواهیم روابط از هم نگسلد، باید صبور بود و با تحمل و گرنه پاسخ بدی را با بدی دادن و مقابله به مثل کردن. نشان حقارت روح است همسایگی و حسن همجواریداشتن بهترین خانه اما با همسایه ایی بد و مردم آزار، مفت هم نمی ارزد! افراد عاقل و هوشیار در جایی خانه می خرند که محلش خوب و همسایگانش سالم و با فرهنگ باشند و گرنه یا باید خانه را عوض کرد یا عمری در رنج و عذاب به سر برد، توجه به همسایه در خریدن و ساختن خانه، مغازه و محل کار نشانه خردمندی است. حضرت علی علیه السلام در نامه ای به فرزندش امام حسن مجتبی(علیه السلام ) به عنوان توصیه هایی پدرانه می نویسد: " ... سَل عن الرفیق قبل الطریق و عَن الجار قبل الدار... " (1)؛ پیش از سفر، از همسفر بپرس و پیش از خانه، از همسایه!همسایه خوب داشتن نعمتی ارزشمند است و همسایه خوب بودن، محبت آور و رفیق ساز است همیشه دل ها متوجه جایی می شود که دوستی و نیکی از آن جا می جوشد. هر جا که شهد خیر باشد همه گرد آن می آیند لذا جامعه و محیط هم آبادتر می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: "مَن حَسُنَ جواره کَثُرَ جیرانه"(2) آنکه همسایگی اش نیکو باشد، همسایگان اش روز افزون می شوند. از امام صادق علیه السلام آمده که: "حُسنُ الجوار یَعمِرُ الدیار و یَزید فی الاعمار"(3)؛ همسایه خوب، هم آبادیی ها را آبادان می سازد و هم عمرها را می افزاید توصیه به حسن همجواریحضرت علی علیه السلام پس از آنکه از دست شقی ترین افراد کور دل و کج فهم، ضربت خورد و در بستر افتاد در آستانه ی شهادت توصیه هایی فرمودند از جمله: "الله الله فی جیرانکم، فانها وصیّة نَبیَّکم، مازال یوحی بهم حتی ظَنَّنا اَنّه سیورتهم" (4) خدای را خدای را، درباره همسایگان تان، که این وصیت پیامبر شماست. پیامبر خدا همواره نسبت به همسایگان سفارش می فرمود، تا حدی که گمان کردیم آنان را از ارث برندگان قرار خواهد داد! گاهی هم باید جور همسایه را کشید. این شرط همسایگی خوب است. حسن همجواری تنها این نیست که اذیت و رنجی به همسایه نرسانیم. گاهی تحمل سختی ها و ناملایمات که از سوی او برایمان پیش می آید مصداق این حُسن همجواری است. اگر بخواهیم روابط از هم نگسلد، باید صبور بود و با تحمل و گرنه پاسخ بدی را با بدی دادن و مقابله به مثل کردن. نشان حقارت روح است. به علاوه این کار از همه برمی آید. گذشت و تحمل است که اراده و ایمان و بزرگواری می طلبد. گاهی باید سنگ زیر آسیا بود. امام کاظم علیه السلام فرمود: "حسن همجواری و همسایه خوب بودن، تنها آزار نرساندن نیست، بلکه آن است که بر اذیت همسایه صبور و بردبار باشی".(5) خدای را خدای را، درباره همسایگان تان، که این وصیت پیامبر شماست. پیامبر خدا همواره نسبت به همسایگان سفارش می فرمود، تا حدی که گمان کردیم آنان را از ارث برندگان قرار خواهد داد! این گونه احادیث مجوز همسایه آزاری نیست. بلکه اگر توصیه به بردباری شده شدیدتر آن سفارش به خوش رفتاری و نرساندن آزار و آسیب به همسایگان است. مزاحمت برای همسایه از بدترین رفتارهای اجتماعی است.
آخرین مرزگاهی مزاحمت به حدی می رسد که پایان خط است و حریم ها و حرمت ها دیگر فرو می ریزد. چون خود همسایه مردم آزار، حریم نگه نداشته است. آمده است مردی خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله) رسید و از آزار همسایه اش شکایت کرد. حضرت فرمود: برو و تحمل کن. بار دوم به خدمت حضرت رسید و باز گلایه کرد باز ایشان دستور به تحمل دادند. وقتی برای سومین بار شکایت از همسایه را به نزد پیامبر آورد. حضرت چنین راهنمایی کردند: "روز جمعه، وقتی مردم به سوی نماز جمعه می روند تو وسایل و اسباب و اثاثیه خود را بیرون بریز و در رهگذر مردم قرار بده تا همه آنان این صحنه را ببینند. وقتی علت را می پرسند، ماجرا را به آنان بگو: آن مرد نیز چنین کرد. مرد همسایه (که آبروی خود را در خطر دید) بی درنگ به سوی او شتافت و ملتمسانه از او خواست که وسایلش را به خانه باز گرداند و قول داد که دیگر آن گونه رفتار نکند. (6) این نتیجه ی بی پروایی و قدر نشناسی به لطف ها و مدارا هاست. از حلم و صبر دیگران نباید سوء استفاده کرد و نجابت و بزرگواری را نباید به حساب ضعف یا بی عرضگی آنان گذاشت.
حق همسایهرعایت حقوق همسایه تنها به پرهیز از آزار بر نمی گردد بلکه سرکشی، رسیدگی، احوالپرسی، رفت و آمد، (به غیر از فضولی است) مساعدت و یاری، عیادت، انفاق و صدقه، رفع نیاز، همدردی و ... از جمله اموری هستند که بر عهده هر همسایه است.
آری مسلمانی با عمل است نه با شعار!اگر این حق و حد که از هر چهار طرف چهل همسایه احوالش مراعات شود، مسئولانه شناخته و رعایت شود در جامعه اسلامی نیازمند و بینوای بی سرپرست و رنجیدگان آبرومند که صورت خود را با سیلی سرخ نگه می دارند یافت نخواهد شد. به امید آن روز همه با هم کوشا باشیم.
پی نوشت ها: 1- نهج البلاغه، نامه 31 2-عزرالحکم، ج7، ص49 (چاپ دانشگاه) 3- کافی، ج1، ص667، حدیث 7و8 4-نهج البلاغه، نامه 47 خطاب به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام 5- کافی، ج2، ص667 6- همان، ص668 7-عزرالحکم، ج7، ص49 8-سفینة البحار، ج1، ص192 مهناز وکیلی بخش نهج البلاغه پیوند وبسایتها لینک عزیزان
صفحات جانبی ![]()
آمار وبلاگ
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Up Page ![]() |
||